عکسهایی از پرنسسم در حمام
هفت ماهگي عشقم ديانا
عشق دل ماماني ازاينكه دير به دير به وبلاگت سر ميزنم منو ببخش واقعأ وقت كم ميارم و تمام وقتم با وجود تو فرشته كوچولو پرشده البته بايد اينو بگم كه تو اينقدر مهربونو و آرامش بخش هستي كه در كنار تو زندگي يه مزه و رنگ و بوي خاصي پيدا كرده كه با هيچ چيز ديگه اي تو دنياي به اين بزرگي قابل قياس نيست عاشقانه دوستت دارم پرنسسم ورودت به اولين ماه رمضان زندگيت مبارك باشه اميدوارم هميشه سلامت و شاد ببينمت . عزيز دلم همش منتظرم تا مرواريدكوچولوتو ببينم مامان طوبي يك بار آش دندوني درست كرد ولي هنوز دندون كوچولوي شما روي ماهشو نشونمون نداده و ما رو همچنان منتظر نگه داشته آخه بيشتر از يك ماهه شما حالتها و نشانه هاي دندون درا...
نویسنده :
مامانی
21:23
واكسن شش ماهگي پرنسسم
عزيز دلم ششمين ماهگرد تولدت مبارك قربون معصوميت و آرامشتم كه بهم آرامش ميدي ،از خداي مهربونم سپاسگذارم كه فرشته اي همچون تو رو به من هديه داد و آغوشمو پر از عطر وجود پر بركت نوراني تو كرد خيلي خوشحالم كه تو رو دارم من با وجود تو تازه معني واقعي زندگي رو درك كردم تو براي من يعني زندگي واقعي يعني آرامش يعني عشق با وجود تو لبريزم از محبت ،عشق،يه حس تازه كه شيرينترين و قشنگترين حس بعد از وجود باباييي تو زندگيمه خدا رو شكر ميكنم بخاطر وجود شما كه به زندگي من عطر جاودانگي زديد و من تا آخرين لحظه عمر وتا آخرين نفس سرمستم از عطروبوي وجود شما به بركت باري تعالي. پرنسس ماماني امروز بعد از سه روز تاخير به سلامتي من و شماو بابايي...
نویسنده :
مامانی
11:05
پنج ماهگي پرنسسم
عزيز دل ماماني اول از همه ببخشيد بخاطر تاخيري كه داشتم اينقدر سرم با تو جيگرطلا گرم شده كه به بيشتر كارا نميرسم البته يه مشكل هم تو اپلود كردن عكسات و ريختنشون از موبايو تبلت و ....تو كامپيوتر داشتم كه بابايي قول داده زودتر درستش كنه تا عكساي خوشكلتو برات بزارم .عشق دل ماماني هر چي ميگذره نازترو تو دل بروتر ميشي و حسابي دلبري ميكني ،واسه من كه انقدر برات ضعف ميرم قهقهه نميزني ولي واسه بچه ها كه كوچيكن مثل عسل اينقدر ذوق ميكني و قهقهه ميزني كه من واقعأ حسوديم ميشه قربون قهقهه هاتم عمرم .عزيزكم امروز يكم خرداد نودوسه وشما ديروز اولين غذاي كمكيو نوش جان كردي (يك قاشق مرباخوري لعاب برنج) از اولين تجربم براي درست كردن ...
نویسنده :
مامانی
0:37
اولين عيد و چهارمين ماهگرد پرنسسم
از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ، رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ، رویایی که همان دنیای من است، و تویی که همان دنیای منی عزيزم ،يكي يك دونه قلبم ،شيريني زندگيم ،اولين عيد نوروزت مبارك و همچنين چهارمين ماهگرد ميلادت مبارك.........پرنسسم عيد امسالمون با وجود فرشته اي مثل تو يه جور ديگه بود ، شيرين مثل عسل ، تو ي تمام عمرم اين حس زيبايي كه عيد امسال داشتم تجربه نكرده بودم احساس ميكنم همه خوشي هاي قبل از بودنت كاذب بودن و الان حس واقعي خوشحاليو ميفهمم و چقدر شيرينه و دل چسب . خدا رو كرورها بار شكرگذارم كه تو رو دارم در كنار پدر مهربونت ، مطمئنم شما دو نفر هديه هاي گرانبهايي از طرف خد...
نویسنده :
مامانی
15:17
واكسن چهار ماهگي ني ني دخمليم
عشق دلم زمان به سرعت ميگذره و تو بزرگتر ميشي يه روزي ميرسه كه واسه خودت خانمي شدي و داري اين خاطراتو ميخوني اميدوارم هميشه همگي سلامت و خوشحال در كنار هم باشيم ؛امروز ٩٣/٠١/١٦ روز شنبه است ومن و بابايي و شما ساعت ٨/٥صبح رفتيم مركز بهداشت و واكسن چهارماهگيتو زديم زمان واكسنت دو روز پيش بود ولي متاسفانه به خاطر تعطيلات نوروز بهداشت تعطيل بود و واكسن زدن شما با دو روز تأخير انجام شد الهي ناراحتيتو نبينم اين دفعه بيشتر گريه كردي و نا آرام بودي بابايي بغلت كرد و كلي نازونوازشت كرديم و قطره آستمينوفن بهت داديم تا كمي آروم شدي بعد بابايي مارو گذاشت خونه و رفت سركار ؛عزيزكم دلت شير ميخواست ولي چون پاتو تكان ميدادي و درد داشتي و گريه ميكردي...
نویسنده :
مامانی
15:11
سومين ماهگردت مبارك پرنسسم
قربون چشمات برم عزيزدلم الهي هيچ وقت مريض نشي وقتي ميبينم سرفه ميكني و چشاي خوشكلت قي ميكنه و بي حالي وبا تمام اين احوال بازم خنده از لبات نميره ميخوام برات بميرم دعا ميكنم زودتر حالت خوبه خوب شه دعا ميكنم هيچ مادري بچشو مريض نبينه ....جيگر ماماني بالاخره ٣ماهت تموم شد ٣ماه از اومدنت مثل برق و باد گذشت و چه شيرينه اين روزاي با تو بودن الهي اين روزا تموم نشن الهي روز به روز بزرگ شدنتو شكفتنتو ببينمو از زندگي در كنار بابايي و تو و كل خانواده و عزيزانمون همه باهم لذت ببريم و هميشه شاد و خوشحال باشيم عزي زكم روزاي پاياني سال ٩٢ رو ميگذرونيم ديگه چيزي به اولين عيدت نمونده از الان ميگم عيدت مبارك گل هميشه بهارم ,شاپركم سومين ماهگردت مبارك ...
نویسنده :
مامانی
23:04
ورود به سه ماهگي پرنسسم
عشق دل ماماني روزها و شبها همچنان ميگذرن و تو بزرگتر و البته هرروز شيرينتر و دلبرتر ميشي خدارو شكر دل دردهات خيلي بهتر شده و گوش شيطون كر خوابت هم منظم تر شده خودت هم كه نگو دلبري ميكني و حسابي همه رو شيفته خودت كردي قربون اون اداهاتم جيگرم .دخملكم امروز ٧اسفند ماه سال ٩٢ با مامان طوبي و خاله فرشته و پانياجوني رفتيم خونه مامان بزرگ كه به قول خوش واسه خاله فري باي باي پارتي گرفته بود خيلي زحمت كشيده بود و با اون حالش تدارك ديده بود و بقيه خاله ها رو هم به خاطر ما دعوت كرده بود خيلي خوش گذشت ولي اصل ماجراي امروز اين بود كه مامان بزرگ بتول گوش شما رو سوراخ كرد خيلي سعي كردن منو بفرستن دنبال نخود سياه ولي من فهميده بودم چه نقشه اي واسه ش...
نویسنده :
مامانی
0:56
واكسن دو ماهگي پرنسسم
عزيز دلم دو ماهگيت مبارك ، روزها و شب ها سپري شد و دو ماه گذشت دو ماهه كه قدمهاي كوچولوتو به خونه دلمون گذاشتي و به زندگيمون روشني و معنا دادي دو ماهه كه ميفهمم زندگي با تو چقدر ميتونه لذت بخش و شادي آفرين باشه آرزو ميكنم خداي مهربون اين شادي و صفا يي كه به خونمون با وجود تو بخشيده صد چندان زيادش كنه كه اولينش براي من سلامتي تو و بابايي و همه عزيزانمونه آمين .ني ني دخمليم امروز ١٤ بهمنه و هوا فوق العاده سرده و سوز زيادي داره وروز واكسن زدن شما هم هست ساعت ٨صبح من و تو و بابايي راهي مركز بهداشت شديم اونجا كلي فرم پر كرديم و پرونده تشكيل داديم و قد و وزنتو اندازه گرفتيم قدت ٥٥و وزنت ٥كيلو بود خدا رو شكر همه چي نرمال بود پرنسسم ، واسه واكسن ...
نویسنده :
مامانی
0:52








